تبليغاتX
دانشجویان سوسیالیست دانشکده سما شیراز

دانشجویان سوسیالیست دانشکده سما شیراز

 

پایان تحصن دانشجویان زنجان با پیروزی قاطع دانشجویان

پس از  یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند.

برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد.

این در حالی است که دیروز رئیس دانشگاه بالاخره  مجبور به پذیرش انجام این عمل شنیع توسط معاونش شد و از این بابت از دانشجویان رسما عذرخواهی کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

چند کلمه با دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ( حسن غریبلو فعاّل کارگری )

دو سه سالی می شود که یکی از شعار های دانشجویان در مراسم های مختلف دانشجویی، تاکید بر اتحاد استراتژیک  جنبش دانشجویی با جنبش طبقه کارگر بوده است. این شعار ،شعار مهم و خوبی است که دانشجویان برای پلاکارد های خود انتخاب کردند.
زیرا که  ارتباط  دوطرفه جنبش کارگری و جنبش دانشجویی ، برای هردو جنبش لازم و برای دانشجویان چپ  حیاتی تلقی می گردد ، زیرا معیار مناسبی از هم جهتی  با جنبش پیشرو کارگری و دوری از انحرافات را به دانشجویان نشان می دهد.
چیزی که انگیزه من  به عنوان یکی از فعالین کارگری برای نوشتن این مطلب شد، این بود که  در روزهای اخیر با دعوای اینترنتی  تازه ای بین نیروهای مختلف دانشجویی، و حامی های حزبی و سازمانی آنها مواجه شدم که  شکی برای من  نگذاشت که  این دعواهای تازه، دقیقا به سبب دور افتادگی بعضی  جریانات دانشجویی ، از جدال های اصلی و جدی طبقاتی  است که مخصوصا در ماه های گذشته  به دلیل شرایط  اقتصادی وخیم کارگران و تورم، ده چندان شده است  و البته  نباید از چشم هیچ ناظر آگاهی پنهان بماند که دور شدن جریانات دانشجویی خاص از جنبش کارگری ،  توسط برخی از احزاب  موجود، تئوریزه شده و کاملا جزو استراتژی های آنها می باشد که به دانشجویان دیکته شده است.
در نگاه اول این جنجال ها تاسف آور به نظررسید، اما با گذشت زمان و زیاد شدن تعداد جدل های کتبی ، یقین حاصل کردم که این دعوا ها پایه های عینی و کاملا مادی دارد که خودش را در شرایط فعلی نشان داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

در آستانه روز هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه قرار داریم که مبارزات آنها ، در بین مجموعه اعتراضات و مبارزاتی که تا کنون از سوی کارگران و زحمتکشان با حکومت اسلامی سرمایه صورت گرفته است، یکی از کم نظیر ترین و برجسته ترین آنها بوده است و تجربه ای گرانبها برای جنبش طبقه کارگر محسوب می شود.

چراکه علاوه بر پیگیری مبارزات خود بر سرپرداخت دستمزد های معوّق و رسمی نمودن کارگران قراردادی و پیمانی که مستقیماً با اقتصاد و معیشت آنها و خانواده هایشان مرتبط است، هم زمان خواستار لغو پرونده سازی علیه فعّالین و رهبران كارگری و تحت پیگرد قرار دادن آنان هستند ، و از آن مهم تر به طور جدی و پیگیر ، بر خواست استراتژیک تشکل مستقل توده ای_طبقاتی خود پای می فشارند، که اگرچه بی واسطه به بهبود وضعیت معیشتی کارگران نمی انجامد، اما در شرایطی که سرمایه به سرکوبگرانه ترین شکل خود بر کارمزدی حاکمیت دارد، تورّم و گرانی به طرزی وحشیانه اقشار زحمتکش و تحت ستم را زیر فشارهای طاقت فرسا قرار داده ، و اکنون با روند خصوصی سازی صنایع و واحد های تولیدی، بی حقوقی و نا امنی معیشتی کارگران عمیقا تشدید شده و خواهد شد، تشکّل های مستقل کارگری، ابزاریست در دست کارگران، تا با کمک آن، مبارزات اقتصادی هر روزه خود را بی وقفه پی بگیرند، و بتوانند با بهره گیری از آن، رسالت تاریخی خود را در روند مبارزات طبقاتی جاری، به انجام رسانند.

کارگران ، پیشرو تحرّکات و مبارزات عمیقی هستند که در بطن جامعه جاریست و با جدّیت و اراده خود ، در پیشبرد اعتراضات اجتماعی، این امید را در دل تمام نیروهای معترض و مبارز اجتماعی می پرورانند ، که سرانجام مبارزه متّحدانه و متشکّل کارگران و همه جنبش های اجتماعی، نظیر دانشجویان ، زنان، معلّمان و...که بر محوریت مبارزات طبقه کارگر باوردارند، پیروزی است.

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر کشور نیز، ضمن اعلام هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه، و حمایت بی قید و شرط از تمامی خواست های آنان، بار دیگر بر ضرورت اتّحاد استراتژیک جنبش دانشجویی با جنبش کارگری تاکید می کنیم و همگان را به هر گونه حمایت از مبارزه این کارگران و تمامی مبارزات کارگری موجود و زین پس، فرا می خوانیم. 

زنده باد هم بستگی طبقاتی کارگران!

زنده باد سوسیالیسم!

23خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

اعلام موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

بحران یکه تاز بلامنازع جامعه است. توده های زحمتکش مردم در فقری خردکننده به سر می برند که روز به روز بیشتر گریبانشان را می گیرد. عدم پرداخت دستمزدها و اخراج های گسترده کارگران؛ سرکوب های لجام گسیخته و وحشیانه جامعه همه و همه نشان از بحران عمیق اجتماعی دارند. اقتصاد کشور رو به نابودی دارد و دولت از کنترل تورم و بحران اقتصادی عمیقاً ناتوان است. در چنین شرایطی است که خیزش توده ها شروع می شود. در هفت تپه کارگران در مبارزه ای بی امان با کارفرمایان و دولت کارفرمایان به سر می برند، در بوشهر کارگران صدرا دست از مبارزه برای تحقق خواسته های بر حقشان نکشیده اند اما در ایم بین جنبش دانشجویی به کدام سو رو دارد؟

پس از ضربه 13 آذر بخش چپ جنبش دانشجویی شدیداً آسیب دید. همه به اصطلاح رهبران آن در تهران دستگیر شده بودند و با فاش شدن مسائلی چهره واقعی شان نمایان شد. دانشجویان چپ در تهران در سکوتی مطلق فرو رفتند. اما چپ که خود برآمده از بحران های لاینحل اجتماعی است در شهرستان ها آغازیدن گرفت و این خود نشانه ای است دال بر زنده بودن سوسیالیسم و مارکسیسم انقلابی، شاهدی است بر شکست آوانتوریسم و رادیکالیسم خرده بورژوایی که در لفافه شعارهای کلی و بی معنی چون "آزادی خواهی و برابری طلبی" عرض اندام می کرد.

برای این که بتوان از عقاید و سبک کار انحرافی گسست کرد، بی تردید باید کمر به نقد بی امان آن ها بست چرا که "تئوری تنها زمانی می تواند توده ها را در بر گیرد که سفسطه بازی را نشان دهد." و این سفسطه بازی عملاً چیزی به جز اتهام زنی به مخالفان، حذف گرایی و فرقه گرایی نیست.

از آغاز سال جدید، در جنوب کشور و به ویژه استان های خوزستان و بوشهر، حرکت های خودجوش کارگری زیادی شکل گرفته است. کارگران هفت تپه و کارگران صدرا نمونه های بارز این اعتراضات هستند. از آن جا که ما به عنوان مارکسیست های انقلابی معتقدیم: "کمونیست ها... منافعی جدا و مجزا از منافع مجموع کارگران ندارند... آن ها اصول فرقه گرایانه ای را مطرح نمی کنند که بخواهند بر اساس آن جنبش پرولتری را شکل دهند و به قالب [مود نظر خود] در آورند"؛ در راستای دخالت در جنبش کارگری و مبارزه برای دگرگونی شرایط موجود، موجودیت "دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر" را اعلام می داریم و هدف اولیه و فوری خود را تشکیل قطبی برای دفاع از حرکت های کارگری و ایجاد اتحاد میان دانشجویان و فعالین سوسیالیست منطقه می دانیم.

ما به عنوان "دانشجویان و فعالین سوسیالیست" از رفقای سوسیالیست و انقلابی سراسر کشور می خواهیم با ما در جهت تحقق بخشیدن به اهدافمان همراه شوند.

زنده باد سوسیالیسم

موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

http://www.dfsbushehr.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 2  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

وضعیت فعلی و گام های ضروری (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ(

    منبع: تریبون مارکسیــــــــــــــم

مطالعه دقیق این مطلب به رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند و در پی یافتن علل به وجود آمدن این وضعیت و یافتن راههای برون رفت از آن هستند پیشنهاد می شود .

هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود.

1 ) ویژگی وضعیت فعلی جنبش دانشجویی:

قاعدتا این نکته مورد توافق عمومی است که مشخصۀ وضعیت فعلی جنبش دانشجویی این است که در پی اتفاقات آذرماه گذشته جنبش دانشجویی ضربه خورده و عقب نشینی کرده است. برای تعیین گام های ضروری ای که پیشروی دوبارۀ جنبش دانشجویی را ممکن کند شناخت ماهیت این " عقب نشینی ) "یا هر اسم دیگری که رویش بگذاریم) حیاتی است. موضوع اصلی این یادداشت هم تحلیلی از علل و ماهیت این عقب نشینی است، اما برای سهولت سنجش صحت و سقم مفروضات و تحلیل های این یادداشت، شاید بهتر است بطور سیستماتیکی اینجا نخست بحث را با بررسی آمپریک عرصه های عقب نشینی ادامه دهیم و در بندهای بعدی به علل تحلیلی وضعیت بپردازیم. می توان عرصه های این عقب نشینی را در دو سطح عمومی عوامل ذهنی و عینی بررسی کرد:

1.1 ) عامل ذهنی :

هر عقب نشینی طبعا با تخریب روحیه همراه است، اما برای مقابله لازم است تا در هر مورد شکل خاص این تخریب روحیه را شناخت. اکنون بعد از گذشت چند ماه (به نظر نگارنده) می توان دید که این تخریب روحیه شکل مرعوب شدن ندارد، بلکه بیشتر از جنس گیجی یا، شاید به بیان دقیق تر، حیرت است. و بلافاصله باید اضافه کرد که (چنانچه تحرک تودۀ دانشجویان در شیراز و تبریز در چند ماه اخیر شاخص روحیۀ عمومی تودۀ دانشجویان باشد): اولا این گیجی و حیرت از لحاظ جغرافیایی در تهران غالب تر است تا شهرستانها؛ ثانیا، و مهم تر، حتی می توان گفت که این گیجی و حیرت وجه مشخصۀ تودۀ دانشجویان در حال حاضر نیست (شاید از جمله به این دلیل ساده که تودۀ دانشجویان در میدان نبودند و جنبش دانشجویی عمدتا به نیروی مستقیم فعالان چپ پیش می رفت)، بلکه بیشتر ویژۀ دانشجویان چپ و فعالان چپ دانشجویی است. (با اینهمه، به دلایلی که اینجا لزومی به تکرارش نیست، وضعیت چپ دانشجویی برای سرنوشت آتی کل جنبش دانشجویی به تمام معنا تعیین کننده است، و به همین دلیل، حتی از زاویۀ منفعت عمومی جنبش دانشجویی نیز، وضعیت ذهنی چپ دانشجویی باید محور بررسی باشد.) همراه با این گیجی و حیرت، بی اعتمادی نیز بعنوان یکی از عوامل ذهنی قطعا رشد کرده است، اما به نظر می رسد بیش از آنکه تودۀ دانشجویان به فعالان چپ جنبش دانشجویی بی اعتمادی نشان دهند (شاید چون "تودۀ" دانشجو از ماوقع زندان بی خبر است)، اعتماد متقابل در مناسبات بین فعالان و رهبران عملی در چپ دانشجویی کاهش یافته است. یک نتیجۀ این بی اعتمادی البته بی میلی به ارتباط جمعی و اکراه از کار متشکل است (که بلافاصله به معنای تضعیف کلیت جنبش دانشجویی هم می شود(. بررسی فاکتورهای ذهنی را می توان چنین جمعبندی کرد: ضربه اخیر در سطح عوامل ذهنی به تضعیف چپ در جنبش دانشجویی منجر شده است. (که با توجه به دینامیسم پایه ای مبارزه برای دموکراسی در این دوران تاریخی و در کشوری مثل ایران، بلافاصله به معنای تضعیف عوامل ذهنی کلیت جنبش دانشجویی است(


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 2  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس (بوشهر)

 

" دانشجویان سوسیالیست " پرچم مقابله با ضربه 13 آذر سال گذشته و بازسازی چپ در جنبش دانشجویی بر مبانی صحیح و حول یک استراتژی سوسیالیستی می باشد . راهبردی که با هدف ارتقاء دادن جنبشهای دموکراتیکی نظیر جنبش دانشجویی به جنبشهای ضد سرمایه داری و تبدیل آنها به متحد استراتژیک طبقه کارگر طرح و تبلیغ می گردد . مراکز ثقل اصلی چنین تحرکی اکنون به مراکز و محافل دانشجویی در شهرستانها منتقل شده اند که زمانی نقش چندانی در فعالیتهای جنبش دانشجویی نداشته اند اما امروزه با سردر گمی و ضعفی که فعالین چپ جنبش دانشجویی در تهران به آن دچار شده اند ، پرچم بازسازی چپ را برافراشته اند . بی تردید در پیش گرفتن این مسیر جز با نقد بی تخفیف و همه جانبه خطوط  و سبک کار ماجراجویانه و آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی ای که بر بخش عمده ای از چپ دانشجویی تهران ( " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " تهران ) حاکم بود میسر نمی باشد . اگر ما از منظر سوسیالیستی به نقد همه جانبه این خطوط دست نزنیم ، آنگاه این اشتباهات می تواند به مستمسکی در دست جریانات دست راستی برای  وارد کردن ضربه ای دیگر بر کل موجودیت و اعتبار چپ در جنبش دانشجویی بدل شود . این امر واکنش فرقه های فرصت طلبی که تا کنون با سرمایه و اعتبار چپ دانشجویی به قماری ابلهانه مشغول بوده اند را به دنبال داشته و خواهد داشت اما این های و هوی و برچسب زنیها ، خللی در عزم ما، مبنی بر نقد و افشای بدون تخفیف این جریانات ایجاد نخواهد کرد چرا که تثبیت راهبرد سوسیالیستی در جنبش دانشجویی جز از این مسیر میسر نخواهد بود.

بدین وسیله ما " دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس " ( شهر بوشهر)، پیوستن خودمان را به دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران اعلام کرده و از سایر رفقای چپ خود درسایر شهرستانها می خواهیم که در راستی تقویت قطب سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و منسجم کردن صفوفمان در راستای خطوط مبارزه طبقاتی به ما بپیوندند .

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس

 

شنبه 4 خرداد 1387

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 2  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

عبور خانوادگی از گذرگاه کوهستانی !

 

اشاره:

این اواخر تقریبا" تمام دنیا به کرات نام محمود صالحی را شنیده اند.محمود صالحی یک کارگر نانوایی است که برای رسیدن به حقوق و مطالبات کارگران و مزد بگیران ، سالیان زیادی از عمرش را در مبارزه گذرانده است.او اکنون تبدیل به یک شخصیت بارز و موثر در جنبش کارگری ایران شده است.آخرین بار  به خاطر برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) در شهر سقز، مجبور به تحمل یک سال حبس در زندان سنندج شد.محمود با وجود اوضاع وخیم جسمی از این مرحله از مبارزه خود نیز سربلند بیرون آمد.

در گفتگویی که با او و اعضای خانواده اش ترتیب دادیم ، محمود صالحی از باورها ، فعالیت ها ،مبارزات و تجربیات خود با ما سخن گفته است.

این گفتگو و این تجربیات برای تمام کارگران و مزد بگیران- معلمان و پرستاران و  .... - شنیدنی و حاوی نکات مهمی است.

نجیبه صالح زاده - همسر محمود و به قول خودش همرزم او- نیز در این گفتگو ما را همراهی کرده است. به دلیل ضیق وقت در تهیه متن این گفتگو موفق به انتشار صحبت های سامرند صالحی- فرزند محمود صالحی و نجیبه صالح زاده – نشدیم.که این مهم را در اولین فرصت انجام خواهیم داد.

لازم به ذکر است که اصل متن این مصاحبه نخست- و نیز به خاطر امکان رجوع به اصل متن گفتگو- در سایت رسمی کمیته دفاع از محمود صالحی درج شده است. نظرات خود را در این مورد می توانید با همین سایت در میان بگذارید.

مطالبی که زیرآنها خط کشیده شده است ، گفته های مصاحبه کنندگان است.

                                                                                                     

                                                                       علیرضا عسگری- مجید ملکی- اردیبهشت ١٣٧٨ 

 

-  با سلام آقای محمود صالحی! بسیار خرسندیم که در خدمت شما هستیم.شما  اخیرا بعد از تحمل یک سال حبس در زندان مرکزی سنندج ، آزاد شده اید .

در طي این سالها ، مبارزات ِ محمود صالحی فراز و فرودهای مختلفی داشته است. در آخرين مرحله از اين مبارزه يعني برگزاری مراسم اول ماه مه توسط شما و دوستانتان در سقز، شما دستگير و محكوم به یک سال زندان شدید. جناب صالحی  تبریک می گوییم ازادی شما را به ویژه که ما در آستانه روز اول ماه مه در سال 1387 خورشیدی هستیم . به عنوان سئوال و بحث اول می خواستم در مورد چیزی که همه ما را نگران کرده و آن هم شرایط جسمی شماست ، لطفا توضیحاتی را ارائه دهید .

محمود صالحی : با درود به حضورشما  دوستان و رفقا، و همه کسانی که این گفتگو را گوش می کنند . زحمت کشیدید و آمدید . دوستان!  در مورد وضعیت جسمی بنده : من قبل از اینکه وارد زندان  بشوم قبل از این یک سال،از نظر کلیه ناراحتی داشتم ، در زندان با توجه به وضعیت غذایی و مکان آن که جاي بدی هست دو مریضی دیگر به این مریضی من اضافه شد!  که یکی مشکلات در  قلب من است و دیگری مغز و اعصاب . با توجه به فشارهای روحی و روانی که انجا زیاد بود این دو عارضه هم به بیماری های من اضافه شد و یکسال زندان را خیلی  سخت گذراندم.البته از نظر مریضی جسمی و نه با توجه به شرایط روحی . از نظر روحی زندان برای ما اصلا مهم نبود ولی از نظر جسمی من وضعیت خیلی بدی داشتم .وقتی که این یک سال حبس تمام شد ،در تاریخ 27/12/86 من را در رابطه با ، پیام به کارگران در 25 تیرو دانشجویان در روز 16 آذر به دادگاه بردند و سه جرم هم در رابطه با زندان به من تفهیم اتهام شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

" امروز روز اول ماه مه عید رنجبران جهان است. امروز روزی است که رنجبران قدرت تشکیلاتی و اراده دفاع از حقوق و منافع طبقاتی خود را ظاهر می سازند. امروز در سراسر جهان، رنجبران کار را ترک می گویند و روز کار را جشن می گیرند. ..شعار انقلابی و سرود های بین المللی رنجبران تمام جهان را به تکان در می آورد... " هشتاد سال پیش در اول ماه مه ۱۳۰۷، حزب کمونیست وقت ایران در اعلامیه ای از کارگران و رنجبران ایران خواست که به مبارزه ی جهانی کارگران جهت احقاق حقوق خود بپيوندند . پس از گذشت اين هشتاد سال و وقوع رويدادها و تحولات اساسي در جامعه ايران ،  زنجيره مبارزات افتخارآميز و درخشان جنبش کارگري در ايران با نيرويي  بسي افزونتر ، صفوفي در هم فشرده تر و خود آگاهي اي به مراتب صيغل يافته تر کماکان ادامه دارد . امروزه به يمن مبارزات جنبش کارگري در ساليان اخير و به طور ويژه فعالين کارگري شهر سقز از سال 1383 ،  در خواست برگزاري مراسم غير دولتي و مستقل روز جهاني کارگر به خواسته اي تثبيت شده در اين جنبش بدل گشته است . کارگران در ايران در هرکجا که امکانش را بيابند راسا به اجراي حکم جهاني طبقه کارگر در مورد روز اول ماه مه يعني تعيين شدن آن به عنوان " روز کارگر " ، تعطيلي اين روز و  آزادي کارگران در انتخاب نوع برگزاري مراسم اين روز بر اساس تشخيص خود اقدام مي نمايند . برگزاري مراسم روز اول ماه مه بي ترديد لحظه اي در روند مبارزات بي وقفه طبقه کارگر است اما تاريخي که در پشت اين مناسبت جريان دارد و با خون و افتخار در هم آميخته است و جنبه و جايگاه نمادين اين روز ، به آن ارزشي ويژه و منحصر به فرد بخشيده است . " رزاي سرخ " در اين باره چه گويا و شفاف توضيح مي دهد  : " در حقيقت، چه می توانست به کارگران شهامت و ايمان بيشتری در قدرت خودشان بدهد تا يک توقف کار توده ای که آنها خودشان آنرا انتخاب کرده باشند؟ چه می توانست شهامت بيشتری به بردگان ابدی کارخانه ها و کارگاه ها بدهد تا فراخواندن گردانهای خودشان؟ پس ايده جشن پرولتاری بسرعت پذيرفته شد، و از استراليا، آغاز به گسترش در ديگر کشورها کرده تا سرانجام تمام جهان پرولتاری را فتح کرد... جشن گرفتن روز اول [ماه] مه بسادگی يک بار کافی بود، تا اينکه هر کس بفهمد و حس کند که روز اول [ماه] مه بايد يک نهاد سالانه و پيگير باشد... اولين [خواست اول ماه] مه پذيرش هشت ساعت در روز مطالبه کرد. ولی حتی پس از رسيدن به اين هدف، روز [اول ماه] مه از بين نخواهد رفت. تا زمانيکه مبارزه کارگر بر ضد بورژوازی و طبقه حاکم ادامه دارد، تا زمانيکه همه مطالبات پذيرفته نشده اند، روز [اول ماه] مه نموده سالانه اين مطالبات خواهد بود. و وقتي که روزهای بهتری سر زنند، وقتيکه طبقه کارگر جهان رستگاريش را بدست آورد- آنگاه هم بشريت احتمالاً روز [اول ماه] مه را به افتخار مبارزات تلخ و رنجهای بسيار گذشته جشن خواهد گرفت... " ( " منشاء روز اول ماه مه چه هستند ؟ " ، رزا لوکزامبورگ )

ما در اين بيانيه ابتدا مي کوشيم تا به اين سوال و دغدغه بپردازيم که چرا اول ماه مه تنها عيد جهاني " کارگران " ( در معناي يک صنف و قشر خاص اجتماعي ) و سوسياليستها نيست و عيد تمام انسانهاي آزادي خواه و برابري طلب راستين و همه انقلابيون و تحول خواهان هم هست و اينکه چرا هر فعال سياسي و روشنفکري که مثلا با مبارزات جنبش دانشجويي سروکار دارد و پيشروي و تعقيب پيگيرانه و بي تخفيف مطالبات دموکراتيک  اين جنبش را امر و نقطه عزيمت و وجه همت خود قرار داده ، مي تواند اول ماه مه را جشن خود بداند و در آن سهيم گردد ؟  و نيز اين سوالات که آيا اين مساله تنها مي تواند ناشي از انگيزه هاي ذهني اي مانند همراهي و همدردي با محرومين جامعه و يا ترجيح ايدئولوژيک و يا پيروي از رنگ و بوي هميشه " چپ " جنبش دانشجويي و يا توجه به کارگران و استعداد و انگيزه بيشتر کارگران براي اعتراض به وضع موجود به دليل جايگاه فرودست آنان در سطح جامعه و ... باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 12  توسط دانشجوی سوسیالیست  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی

نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع  مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در  ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد .  در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 1383 و در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه بار دیگر به مدت دو هفته باز داشت گردید  و هم اکنون نیز چندین ماه است که دربدترین شرایط و با تنی رنجور در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد . در این میان برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) سال 1383 در سقز توسط فعالین پیشرو کارگری این شهر و در راس آنها محمود صالحی را می توان بمثابه نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری در ایران محسوب داشت . با دستگیری این پیشروان کارگری در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه واقعه بزرگ تاریخی ای در جنبش کارگری ایران به وقوع پیوست که نتایج دیرپایی برای جنبش کارگری در ایران داشت و موقعیت این جنبش و همچنین تناسب قوای گرایشهای درون آن را برای مدتی طولانی تغییر داد . دیدار محمود صالحی در 29 آوریل همان سال  با نماینده هیات  " کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری  "  در تهران و در محاصره نیروهای امنیتی و همچنین یورش نیروهای رژیم به کارگران سقز قبل از آغاز مراسم و دستگیری 50 نفر و زندانی کردن 7 نفر باعث شد تا تلاش و نقشه نهاد ارتجاعی وابسته به حاکمیت موسوم  به " خانه کارگر " در جهت پذیرفته شدن به عنوان عضو در این کنفدراسیون و  به رسمیت شناخته شدن توسط آی . ال . او ( سازمان بین المللی کار ) از این طریق بمثابه تشکل نماینده کارگران در ایران با شکست مواجه شود . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری با وقایع اول ماه مه سقز توانست موانع عمده ای علیه سیاستهای جنبش اصلاحات و دوم خرداد در جنبش کارگری و نیز گرایش رفرمیستی و راست این جنبش ( بمثابه متحد استراتژیک جریان دوم خرداد ) در جهت ایجاد تشکل کارگری در چارچوب توافق نامه سازمان جهانی و وزارت کار به وجود آورد . شخصیتهای جریان چپ جنبش کارگری به ویژه محمود صالحی از خلال تلاشها و مبارزاتشان در جهت برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه توانستند به شخصیتهایی با شهرت جهانی بدل گردند و حمایت  و همدلی تشکلها و نهادهای کارگری در سطح بین المللی و طبقه کارگر جهانی را به تلاشهای جنبش کارگری در ایران جلب نمایند . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری که اکنون به واسطه تحولات این سالها یکسره با نام و فعالیتها و مبارزات محمود صالحی تداعی می شود ، علاوه بر صف بندی در مقابل گرایش رفرمیستی در این جنبش که فعالیت خود را بر مبنای همکاری و سازش کار و سرمایه پی ریزی کرده بود ، توانست درک صنفی ، قشری و غیر سیاسی  از " کارگر " را دگرگون سازد و چهره ای اجتماعی و فعال و دخالتگر را از خود ارائه دهد : حمایت محمود صالحی از مبارزات بخشهای دیگر طبقه کارگر در ایران و سخنرانی درتجمعات آنها ، ارسال پیام برای زنان مبارز به مناسبات 8 مارس ( روز جهانی زن ) و همچنین دانشجویان چپ و سوسیالیست توسط محمود صالحی و همین به راه افتادن موج تحرکات حول موضوعات مربوط به طبقه کارگر و ایجاد کمپینها و کمیته های حمایت از محمود صالحی و سایر فعالین و مبارزات و اعتصابات در بخشهای مختلف طبقه کارگر و جامعه و ...  در امتداد چنین درک و تصویری شکل می گیرد . علاوه بر اینها ، آنچه در شهر  سقز ( بمثابه یکی از شهرهای منطقه کردستان ایران ) به واسطه حضور محمود صالحی و سایر فعالین پیشرو کارگری گذشت و به برگی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری ایران و سنتی نیرومند در این جنبش بدل شد ، جنبش کارگری در کردستان را به حلقه نیرومند جنبش کارگری در ایران و بستری برای تربیت رهبران و سازمان دهندگان سازش ناپذیر چپ در این جنبش تبدیل کرد تا حدی که حافظین منافع سرمایه به تشکیل جوخه های ترور  ضد  کارگری در این منطقه متوسل گردیدند و فعال کارگری  مجید حمیدی را در بیست و ششم مهر  سال گذشته در خیابانهای سنندج به گلوله بستند تا جنبش کارگری و کلیت جامعه را از حضور این رهبران محروم کنند . همین وزنه سنگین جنبش کارگری در کردستان ، قادر است حرکت در جهت رفع ستم ملی در این منطقه را به جای اتکا بر راهبردهای ناسیونالیستی و نقشه های امپریالیستی در خاورمیانه ، با مبارزات پیشرو  و سراسری جنبشهای اجتماعی در ایران حول جنبش کارگری پیوند زند .

محمود صالحی و کارگران سقز در سال 1383 کوشیدند حکم جهانی طبقه کارگر در مورد اول ماه مه را در خیابانهای شهر محقق کنند. روند رو به پیش جنبش کارگری ایران از همان روز آغاز شده و ادامه دارد و باعث ایجاد فضایی برای رشد قطب چپ و سوسیالیستی در جنبشهای اجتماعی دیگر از جمله جنبش دانشجویی گشته است . همین پیشروی ، حتی جریاناتی را که تحت تاثیر دوران رونق اصلاحات حکومتی در ایران و تحت عنوان " کمونیسم " و " کارگر  " چشم امید  به جریانات دیگر غیر از طبقه کارگر بسته بودند و نوعی رادیکالیسم ماورا طبقاتی و غیر کارگری را پایه فعالیت خود قرار داده و به جناح میلیتانت اپوزیسیون مدرنیست و سکولار ایران بدل شده بودند را نیز به حاشیه راند .

ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست در جهت نمایندگی افق و  سیاست پرولتری در جنبش دانشجویی و فرارویاندن این جنبش به جنبشی ضد کاپیتالیستی و متحد استراتژیک طبقه کارگر  می کوشیم . ما تلاش می کنیم تا سیمای محمود صالحی و محمود صالحی های دیگر بمثابه معماران حقیقی و فروتن جامعه ای آزاد و برابر ، مبارزینی از تبار کمونارهای پاریس و کارگران بلشویک ،  به جای تمثال خاتمی ها و شریعتی ها و اکبر گنجی ها و عبدالکریم سروش ها و بازرگانها و مصدقها و سحابی ها بر دیهیم جنبش دانشجویی نقش بندد . در مرحله کنونی و در ادامه روندی که آغاز شده است  جنبش کارگری نیازمند سلاح اصلی خود ، نیروی منسجم و یکپارچه خود  و تشکلهای توده ای و طبقاتی خود در سطح سراسری است که به اعتقاد ما کلید اصلی پیشبرد و تحقق  مطالبات دموکراتیک در سطح جامعه و جنبشهای اجتماعی نیز هست . در این مسیر پرپیچ و خم و طولانی ما پیش از هر چیز به حضور و سلامت فیزیکی رفیق محمود و رفقایی مانند او نیاز داریم . اکنون بیش از هشت ماه از زندانی شدن محمود صالحی می گذرد . فشار زندان باعث وخامت جسمانی شدید محمود شده است . او علاوه بر نارسایی کلیه از مشکل قلبی که از نتایج مستقیم زندان است نیز رنج می برد . محمود صالحی با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود در چهارم فروردین ماه امسال از زندان آزاد گردد  اما مسئولان قضایی و نهادهای امنیتی با پرونده سازی از آزادی وی جلوگیری کرده اند و  به بهانه هایی  نظیر صدور بیانیه توسط محمود صالحی در حمایت  از دانشجویان چپ ، برای او مجددا قرار بازداشت صادر نموده اند . محمود صالحی نیز در اعتراض به این اقدام اقدام به اعتصاب خشک کرده و قصد دارد تا دریافت حکم آزادی خویش به این اعتصاب ادامه دهد . ما هم صدا و هم گام  با رفقایمان در  " شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری " اعتراض خود را به تصمیم مسئولین قضایی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی می باشیم و ضمن آنکه مسئولیت هرگونه آسیب احتمالی بر این فعال و رهبر کارگری را متوجه حکومت و نهادهای قضایی و امنیتی آن می دانیم ، از رفیق محمود تقاضا می کنیم به خاطر حفظ سلامت خویش از اعتصاب غذا دست بکشد . ما مسیر پر پیچ و خم و دشواری پیش رو داریم و در این مسیر به حضور ، فعالیت ، مبارزه و رهبری محمود صالحی احتیاج مبرم هست . تاریخ معاصر ایران کوله باری از مسایل بغایت دشوار بر دوش طبقه کارگر نهاده است . شاید طبقه کارگر در زیر بار این مبارزه مانند پیکر محمود صالحی خرد و مجروح شود اما اگر نمی تواند از این رویارویی دست بکشد چون در این صورت طبقه اش متلاشی می شود و همه کشور به مغاک بربریت سقوط می کند .  

 

زنده باد محمود صالحی

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

4 فروردین 1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 21  توسط   | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت 8 مارس ، روز جهانی زن

 

 

 

در آستانه صدمین سالگرد 8 مارس ، روز جهانی زن ، نه تنها زنان ایران همچنان تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی و قوانین ارتجاعی آن مورد بیشترین تبعیض جنسی و طبقاتی قرار می گیرند و از نظر اجتماعی – سیاسی در موقعیت درجه دوم قرار دارند ، بلکه این حکومت در آذر ماه  امسال ده ها تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست را که در طی چند سال اخیر پس از سالها اقدام به برگزاری مراسم هشت مارس در دانشگاه تهران نموده بودند را باز داشت و روانه زندانهای مخوف خود نمود و با هدف سرکوب حرکت چپ ، آزادی خواه و برابری طلب در دانشگاهها که پرچم دار طرح مساله زن و مطالبه حقوق زن در سطح جنبش دانشجویی بود ، آنان را تحت شدید ترین فشارها و شکنجه ها قرار داد .

نظام کاپیتالیستی و مردسالارانه مذهبی شرایطی بسیار دشوار را بر زنان ایران تحمیل نموده است  اما فرودستی زنان که در سیستم سرمایه داری ریشه دارد ، مساله ای جهانی است و در کشورهای پیشرفته صنعتی نیز  پدیده هایی نظیر خشونت ، ستم و آزار جنسی کماکان به حیات خود ادامه می هند چرا که توان و توسعه یافتگی سرمایه و هر درجه از انکشاف " مدرنیته " لزوما در تناظر با تضعیف و نابودی مردسالاری در جامعه قرار ندارد .

جنبش زنان ایران یک جنبش عمومی با گرایشهای مختلف است که  اعتراضات و مبارزات هر روزه زنان ایران در مقابل این تبعیضات در قالب این جنبش بازتاب می یابد . در تاریخ معاصر ایران ، تهاجمات استبداد و ارتجاع به جامعه همواره از تعرض به حقوق و حرکت زنان در جامعه آغاز گشته است ؛ مساله ای که در چند سال گذشته نیز به وضوح شاهد آن بوده ایم  و این اهمیت و جایگاه این جنبش در تحولات جاری و کنونی جامعه را به ما نشان می دهد . در شرایط کنونی شاخه ای از جنبش اصلاح طلبی تحت عنوان " فمینیسم لیبرال " که در پیوند و اتحاد تنگاتنگ با " فمینیسم اسلامی " قرار دارد و در قالب " کمپین یک میلیون امضاء " به فعالیت مشغول است  ، در جنبش زنان دست بالا را دارد . این گرایش با روش " فرهنگی " و ارائه " تفاسیر " و " قرائتها " ی متفاوت از قوانین حاکم که پیش فرضهای سیاسی و فکری  اصلاح طلبان حکومتی و نیز " سیاست زدایی " از جنبش زنان را نیز به شکل ضمنی در خود حمل می کند ، در صد " تعدیل " قوانین زن ستیز موجود است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 11  توسط   |